مصاحبه کوتاهی باکیخسروپورناظری به بهانه کنسرت ماه آینده گروه شمس

كنسرت گروه موسيقي «شمس» به سرپرستي «كيخسرو پورناظري» ‌ماه‌آينده برگزار خواهد شد.    

گروه شمس براي اجراي چند كنسرت از همكاري بخش خصوصي بهره گرفته كه گويا از اين همكاري هم راضي بوده است، دربارهء لزوم همكاري گروه‌هاي موسيقي با اسپانسرهاي بخش خصوصي و برنامه‌هاي جديد گروه شمس، با سرپرست اين گروه «كيخسرو پورناظري» گفت‌و‌گوي كوتاهي انجام داده ايم:    

به نظر مي‌رسد، در حال حاضر برنامهء گروه‌هاي بزرگ تنها با كمك اسپانسرهاي موسيقي امكان‌پذير است، ‌اين را مي‌توان به عنوان حركتي مثبت ارزيابي كرد يا منفي؟    

به هر حال در تمام دنيا اين اتفاق در حال وقوع است و مي‌توان پيوند عميقي ميان اهالي هنر و صنعت مشاهده كرد. هر چه اين اتفاق پر رنگ‌تر باشد، ‌نتايج مهم‌تري را به دنبال خواهد داشت، ‌اما مساله اين است كه در حال حاضر كم‌تر اهالي صنعت و دارندگان سرمايه در ايران به دنبال به ثمر رساندن اين مساله هستند و به جاي آن‌كه ايرانيان از موسيقي ايراني حمايت كنند، ‌شركت‌هاي خارجي حاميان اصلي موسيقي ما شده‌اند.    

حضور اسپانسر در برنامه‌ها و كنسرت‌هاي موسيقي چرا ضرورت دارد؟    

متاسفانه اسپانسر‌ها در موسيقي تجاري حضور دارند و كم‌تر ديده‌ايم اسپانسر‌ها با برنامه‌هاي سنگين و داراي ماهيت فرهنگي همكاري كنند. در ايران بايد اين فرهنگ تقويت شود كه رسيدن به اين هدف نيازمند زمان است. ما در چند برنامه‌مان براي اولين بار از حضور اسپانسرها بهره گرفتيم كه خوشبختانه با آن‌ها هم ديدگاه بوديم و هيچ مشكلي هم نداشتيم،چرا كه آن‌ها فقط منظورشان تبليغ نبوده بلكه مي‌خواستند در يك برنامهء فرهنگي حضور خودشان را اعلام كنند.    

نقش اسپانسر در توليد و كيفيت موسيقي متعالي را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

وقتي اسپانسر هست از لحاظ مالي مضيقه‌ها كم‌تر مي‌شود و به نوعي دست برگزار‌كننده را باز مي‌كند، البته اين دليل بر اين نيست كه اگر اسپانسر باشد، برنامه خوب و اگر نباشد،بد است.موسسات دولتي مثل مركز موسيقي و سازمان تبليغات اسلامي بايد حمايت‌كنندهء فرهنگي باشند كه متاسفانه اين مراكز از كار خاص و شاخص حمايت نمي‌كنند. به همين دليل است كه عموما موسسات،شركت‌ها و ارگان‌هاي كاملا خصوصي تا به حال اسپانسر موسيقي شده‌اند و اين خود باعث ناهمگوني در مخاطب در زمان مواجهه با چنين اسپانسر‌هايي در برنامه‌هاي موسيقي مي‌شود.    

نقش حمايت‌كننده‌هاي دولتي در اين ميان چيست؟    

همان طور كه اشاره كردم،عموما شركت‌هاي خارجي از برنامه‌هاي موسيقي حمايت مي‌كنند. در صورتي كه موسيقي ايراني را ابتدا ايراني‌ها بايد حمايت كنند، اما به ندرت اسپانسر ايراني مي‌بينيم. مراكز موسيقي نيز با وجودي كه وظايف خود را انجام داده‌اند، اما فعاليت‌هايشان كافي نبوده است. مسايل موسيقي را مي‌توان در دو بخش مطرح كرد. نخست مراكزي كه زمينهء اجراي صحنه‌اي دارند مثل مركز موسيقي و حوزهء هنري كه با وجود ايفاي وظايف، در جذب مخاطب آن چنان موفق و تاثيرگذار نبوده‌اند.بخش دوم مسايل موسيقي نيزبه نحوه پخش موسيقي و دستاوردهاي آن در صدا و سيما بر مي‌گردد كه بايد مورد سوال و ديد كارشناسي قرار گيرد. ‌داستان هم اين است كه ما نمي‌دانيم سياست برنامه‌هاي تلويزيون چگونه است كه از موسيقي‌هاي غير‌سنتي حمايت مي‌كند و اين گونه تلقي مي‌‌شود كه موسيقي اصيل ما به تكرار رسيده است.    

حمايت از گروه‌هاي موسيقي تنها به شكل حضور مستقيم است يا مي‌توان به حمايت‌هاي غير‌مستقيم نيز دل خوش داشت؟    

اگر حمايت غير‌مستقيم دستگاه‌هاي متولي موسيقي نباشد، ‌حيات موسيقي به شدت در مخاطره قرار مي‌گيرد. مثلا صدا وسيما بايد در اين رابطه نقش مهمي ايفا كند. تمام سرزمين ايران به جوانان بالاي شهر خلاصه نمي‌شود كه پاپ و جاز گوش مي‌كنند و صداي نوار خارجي آن‌ها در ماشين به گوش همه مي‌رسد، اين نه شايستهء جوانان است و نه شايستهء دستگاه‌هايي مثل تلويزيون كه اين نوع از موسيقي را ترويج كنند.

 پخش هر موسيقي يك سري تاثيرات خاص در شنوندگان داشته و خاطره‌اي را در ذهن پديد مي‌آورد كه در دراز مدت تاثيرات ناخودآگاهي بر انسان مي‌گذارد.

به اين ترتيب آن‌چه كه مي‌شنويم، قابل لذت مي‌شود،حال اصيل باشد يا غير‌اصيل. از طرفي ‌اشعاري كه مردم ما آن را درك مي‌كنند عاشقانه‌، هجر و وصال و فراق و اجتماعي است، در حد درد دل و گلايه،نه اين اشعاري كه من نمي‌دانم چگونه در داخل اين آهنگ‌ها جاي مي‌گيرند.