علياکبر مرادي: از عتيقهي باستاني ساز تنبور تنها فرهنگي شفاهي و قابل اعتمادي بهجا مانده است
حضور موسيقي بهعنوان بخشي از فرهنگ، همواره در ميان ملل مختلف مطرح بوده است، اما زمانيکه نژاد کرد در جامعه مورد بحث باشند، موسيقي نه به شکل هنر و عنصري معمولي در ساختار اين فرهنگ، بلکه بهعنوان شاخصهاي برجسته و درخشان و البته افتخارآميز، از درخت تنومند فرهنگ ايراني، خودنمايي ميكند؛ چراکه قدمت، قدرت، غنا و تنوع موسيقي کردي همواره زبانزد خاص و عام بوده است.
علياکبر مرادي - نوازندهي چيرهدست سهتار و تنبور-، گفت: ايرانيان متشکل از دو قوم پارس و ماد بودهاند که در زمينه موسيقي مادها و در زمينه ادبيات و سياست نيز همواره پارسها پيشتازي كردند؛ امروز نيز ميبينيم که مردم کرد که از همان قوم ماد هستند، اين افتخار ارزشمند و توانايي بينظير را در موسيقي از دست ندادهاند، بهطوريکه موسيقي با شخصيت، زندگي و تمام آداب و رسوم آنها عجين شده است.
او تاکيد كرد: موسيقي كردي نه مقامي است و نه محلي؛ بلكه "موسيقي محلي" عنواني نادرست براي اين موسيقي است که از سوي مرکزنشينان بر ما اعمال شده و استفاده از اين نام موسيقي ما را کم ارزش جلوه ميدهد.
موسيقي محلي تعبيري نادرست
مرادي با بيان اين مطلب که چون درگذشته موسيقي سنتي تنها در چند استان رواج داشته و طبق اين تعريف ميتوان آنرا موسيقي محلي تهران دانست، تصريح کرد: به نظر من بايد بهجاي استفاده از چنين اصطلاحاتي اين موسيقي را موسيقي کردي ناميد که در کنار آن نيز موسيقيهاي ديگري چون لري، ترکمن، آذري و ... قرار ميگيرند.
موسيقي كردي عتيقهاي باستاني
اين نوازندهي برجستهي موسيقي کردي همچنين در تشريح شاخههاي مختلف موسيقي کردي، آنرا عتيقهاي باستاني خواند و ابراز داشت: مقامات تنبور که به 70 مقام ميرسند و بدون شباهت به هيچ گوشهاي در دنياي موسيقي کاملا مستقلند؛ سياه چمانه در هورامان، هوره، مور در مناطق لکنشين، موسيقيهاي مذهبي که مختص به جمخانه و خانقاههاست و علاوه بر آن موسيقيهاي که در شرايط مختلفي چون عروسي و عزا و ... نواخته ميشوند ازجمله اين موسيقيها بهشمار ميروند.
ملوديهايي كه فراموش ميشوند
وي اضافه کرد: ملوديهاي زيباي نوحه در کرمانشاه که متاسفانه در حال فراموش شدن هستند و نوحهخوانان بهجاي آنها نوحههاي مناطقي را ميخوانند که به لحاظ ارزشي هنري به هيچوجه نميتواند با نوحههاي کرمانشاهي برابري کند و همچنين ترانههاي کرمانشاهي که در دستگاههاي موسيقي نيز قرار دارند، از انواع ديگر موسيقي اصيل و با ارزش مناطق کرد هستند.
مرادي باور دارد كه دليل اين تنوع و قدرت در موسيقي استعداد ذاتي و بيتوجهي پيشينيان کردزبان، به ماديات است.
او دربارهي پايکوبي و حرکات موزون که جزيي از فرهنگ موسيقي بهشمار ميروند، تصريح كرد: اين حرکات که گمان ميرود حرکات موزون مذهبي و نيايشي بودهاند، حالتي سماعي و بهدور از حرکات ناخوشايند دارند، اما متاسفانه امروز در حال از بين رفتنند.
تنبور تنها يك ساز نيست، پيشنهي فرهنگي ماست
او دربارهي ارزش تنبور و مقامات آن ابراز كرد: تنبور تنها يک ساز نيست، بلکه پيشينهي فرهنگي ما و درعين حال يک موسيقي کامل است که از نظر انواع و سيستم ملوديها و ... هيچ شباهتي به ديگر موسيقيها ندارد.
مرادي معتقد است: قدمت ساز تنبور بيشتر از موسيقي سنتي است؛ تنبور نزديک به پنج هزار سال و يا بيشتر قدمت دارد که رفته رفته و به مرور زمان تغيير پيدا کرده تا به شکل امروزي درآمده و در حال حاضر نيز چيزي جز فرهنگ شفاهي، اما قابل اعتماد، از آن باقي نمانده است.
وي اضافه کرد: معلوم نيست که چه کساني اين مقامها را ساختهاند، زيرا قدمت بسيار زيادي دارند و معمولا آنها را نيز براساس شعري که با آن خوانده ميشود و يا بر مبناي زمينههاي تاريخي نامگذاري کردهاند.
اين نوازهي چيرهدست ايران با اشاره به جهاني بودن تنبور، افزود: قطعا همين قداست و عجينشدن اين موسيقي با تمام مراحل زندگي مردم است که تنبور را تا به امروز به اين شکل حفظ کرده است.
مرادي انواع موسيقيها در تنبور به سه دسته تقسيم و تصريح کرد: نوع اول کلامها هستند که وزن و ريتمهاي نامنظم، غني و جالب دارند که در موسيقي سنتي نيست.
او توضيح داد: آوازها مانند ساروخاني، غريبي، مجنوني و ... که فاقد ريتم و شباهت زيادي به هوره دارند و موسيقيهاي مجلسي بهشمار ميروند، موسيقيهاي مجازي مانند سحري و جلوشاهي که اکثرا از سرنا گرفته شده و متاخرتر نيز هست، انواعي از موسيقيهاي تنبورند.
به فكر باشيد...
علياكبر مرادي از مسوولان خواست به فکر سرمايهگذاري در بخشهاي فرهنگي و هنري باشند، چرا که بدون برنامهريزي نميتوان کارياز پيش برد و اين مساله موجب از بيخ و بن کندهشدن فرهنگ است.